الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
394
إحياء علوم الدين ( فارسى )
و اما نانخورشها كمتر آن نمك است يا تره يا سركه ، و ميانهء آن زيت و اندكى روغن ، از هر روغن كه باشد ، و عالىتر آن گوشت ، هر گوشتى كه باشد . و آن در هفتهاى يك بار يا دو بار بود ، و اگر دايم شود يا در هفتهاى بيش از دو بار ، از آخر أبواب زهد بيرون آيد ، پس صاحب آن در شكم اصلا زاهد نبود . و اما به اضافت وقت كمتر آن در شبانه روزى يك بار باشد ، و او آن است كه روزهدار باشد ، و ميانه آن كه روزه دارد و يك شب آب خورد و نان نه ، و يك شب نان خورد و آب نه ، و عالىتر آن كه بدان رسيد كه سه روز يا هفتهاى و زيادت از آن نان نخورد . و طريق كم كردن طعام و شكستن شره آن در « ربع مهلكات » ياد كردهايم . و بايد كه در احوال پيغامبر - عليه السلام - و صحابه بنگرد ، در كيفيت زهد ايشان در طعامها و ترك نانخورشها . عايشه - رضى اللّه عنها - گفت كه چهل شب گذشتى و در خانهء پيغامبر - عليه السلام - چراغى و آتشى افروخته نشدى . گفتند : زندگانى شما از چه بودى ؟ گفت : از خرما و آب . و اين گذاشتن گوشت و خوردنى و نانخورشهاست . و حسن گفت كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - نشستى بر درازگوش ، و صوف پوشيدى ، و نعلين بر هم دوخته در پاى كردى ، و انگشتان خود بليسيدى ، و بر زمين نان خوردى و گفتى : انّما انا عبد آكل كما يأكل العبيد ، اى ، من بندهام ، چنان خورم كه بندگان خورند . و عيسى - عليه السلام - گفت : به حق مىگويم كه هر كه فردوس طلبد نان جو او را و خفتن در مزبلهها با سگان بسيار باشد . و فضيل گفت : پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - از آن روز باز كه به مدينه آمد ، سه روز از نان گندم سير نشد . و عيسى - عليه السلام - گفتى : اى بنى اسرائيل ، آب خالص و ترهء بيابان و نان جو را لازم گيريد ، و از نان گندم بپرهيزيد كه شما به شكر آن قيام ننماييد . و سيرت پيغامبران و سلف در مطعم در « ربع مهلكات » ياد كردهايم ، آن را مكرر نكنيم . و چون پيغامبر - عليه السلام - بر اهل قبا « 142 » آمد ، براى او شربتى آوردند از شيرى با انگبين آميخته ، پس قدح از دست بنهاد و گفت : اما انّى لست احرّمه و لكن اتركه تواضعا للَّه تعالى ، اى ، من آن را حرام نمىكنم ، و ليكن مىگذارم براى تواضع خداى - عز و جل . و براى عمر - رضى اللّه عنه - شربتى آوردند از آب خنك و انگبين در روزى گرم ، گفت : حساب آن را از من دور كنيد . و يحيى بن معاذ رازى گفت كه زاهد صادق را قوت او آن باشد كه بيابد ، و لباس او آن چه بپوشد ، و مسكن او آن جا كه رسد ، دنيا زندان او باشد ، و گور خوابگاه او ، و خلوت مجلس او ، و اعتبار « 143 »
--> ( 142 ) قبا ( عربى : قباء ) ، جايى در دو ميلى مدينه . ( 143 ) اعتبار ، عبرت گرفتن ، راستى و درستى .